همه ما کمپینهایی را به یاد داریم که یکشبه همهجا پخش شدند؛ ویدیویی که همه دوستانمان برایمان فرستادند یا هشتگی که چند روز ترند بود. این کمپینها اتفاقی به وجود نمیآیند. پشت هر کمپین تبلیغاتی ویروسی، یک طراحی دقیق و درک عمیق از روانشناسی اشتراکگذاری وجود دارد. در این مقاله ۷ درس واقعی از کمپینهای موفق را بررسی میکنیم تا بفهمید چرا برخی محتواها ویروسی میشوند و بقیه در سکوت گم میشوند.
۱. احساس، نه اطلاعات، چیزی است که به اشتراک گذاشته میشود
مردم آمار و ویژگی فنی محصول را به اشتراک نمیگذارند؛ آنها احساسی را که یک محتوا در آنها ایجاد کرده به اشتراک میگذارند: خنده، شگفتی، همدلی یا حتی خشم. اولین قدم در طراحی یک کمپین ویروسی این است که بپرسید «این محتوا قرار است چه احساسی در مخاطب ایجاد کند؟» قبل از اینکه بپرسید «چه پیامی قرار است منتقل کنیم؟».
۲. سادگی پیام، شرط بقا در فضای شلوغ اجتماعی است
کاربر در حال اسکرول کردن، کمتر از دو ثانیه به هر محتوا فرصت میدهد. کمپینهایی که یک ایده واحد و ساده دارند (نه پنج پیام مختلف در یک ویدیو)، شانس بسیار بیشتری برای دیدهشدن و بهخاطر ماندن دارند. اگر نمیتوانید ایده کمپین خود را در یک جمله برای یک کودک توضیح دهید، ایده هنوز آماده اجرا نیست.
۳. مشارکت مخاطب بهجای تماشای صرف
کمپینهایی که از مخاطب میخواهند کاری انجام دهد (چالش، تگکردن دوست، ساخت نسخه خودشان از یک ویدیو)، بسیار بیشتر از کمپینهایی که فقط قرار است دیده شوند، پخش میشوند. دلیل ساده است: وقتی کاربر خودش بخشی از کمپین میشود، بهطور طبیعی آن را با شبکه اجتماعی خودش نیز به اشتراک میگذارد.
۴. زمانبندی درست، نصف موفقیت کمپین است
حتی بهترین ایده هم اگر در زمان نامناسب منتشر شود، دیده نمیشود. برندهای موفق قبل از انتشار کمپین، مناسبتهای فرهنگی، اجتماعی و حتی حالوهوای کلی جامعه را در نظر میگیرند. انتشار یک کمپین شاد در روزهایی که فضای عمومی جامعه سنگین است، حتی اگر ایده خوبی باشد، ممکن است نتیجه معکوس بدهد.
۵. همکاری با صداهای معتبر بهجای تبلیغ مستقیم
وقتی یک پیام از زبان برند گفته میشود، مخاطب بهطور طبیعی محتاطتر است. اما وقتی همان پیام از زبان یک فرد معمولی، یک میکرو-اینفلوئنسر یا حتی یک مشتری واقعی گفته شود، اعتبار و شانس اشتراکگذاری آن بهشدت بالا میرود. کمپینهای ویروسی موفق معمولاً چند صدای معتبر و متفاوت را همزمان درگیر میکنند، نه یک کانال واحد.
۶. طراحی برای موبایل، نه برای صفحه بزرگ
بخش عمده مصرف محتوای اجتماعی روی گوشی موبایل و اغلب بدون صدا (در حالت اولیه) اتفاق میافتد. کمپینی که برای صفحه سینما یا تلویزیون طراحی شده و سپس به شبکههای اجتماعی منتقل میشود، معمولاً در همان چند ثانیه اول از دست میرود. زیرنویس، قاب عمودی و پیام قابلفهم بدون صدا، سه اصل طلایی طراحی محتوای ویروسی موبایلمحور هستند.
۷. اندازهگیری و آماده بودن برای موج ناگهانی
یکی از بزرگترین اشتباهات برندها این است که برای موفقیت کمپین آماده نیستند. اگر کمپین شما واقعاً ویروسی شد، آیا تیم پشتیبانی شما آماده پاسخگویی به سیل پیام و کامنت است؟ آیا زیرساخت سایت یا فروشگاه شما تحمل افزایش ناگهانی ترافیک را دارد؟ برندهای حرفهای قبل از انتشار کمپین، سناریوی موفقیت بزرگ را هم پیشبینی و آماده میکنند.
جمعبندی
کمپینهای ویروسی، محصول شانس نیستند؛ محصول طراحی دقیق، شناخت مخاطب و شجاعت در اجرای ایدههای ساده و صادقانهاند. اگر این هفت اصل را در کمپین بعدی خود رعایت کنید، شانس دیدهشدن شما بهطور چشمگیری افزایش پیدا میکند.